X
تبلیغات
.

.
.
نويسندگان

شخصیت حضرت فاطمه (س):

           از کرانه کوثر

     

فاطمه! ای گلواژه آفرینش!

کجا زبان ما را رسد که وصف تو گوییم و کجا به اندیشه ما آید که ذکرتو آریم، و کجا توان قلم بود که نقش حسن تو نویسد و کدام آینه است که درخشش نور تو را بتاباند.

فاطمه! ای بزرگ بانو!

ای نام تو، جامع کمالاتت که گویای عصمت آتش سوز توست. ای آن که دامنت، رسالت سردار توحید را پرورد. ای آن که مهر رخت، خورشید فروزان مریم و آسیه و خدیجه را فزونتر است؛ چرا که جهان بانوان را تو سروری. ای آن که شهد شهادت سوزانت را ازچشمه صداقت و اخلاص چشیده ای. ای آن که بر گرده گیتی، دوریحانه مصطفی (ص) را مادری، پس نقش آفرین کربلای تویی؛ آری ........

[ شنبه 30 فروردین1393 ] [ 2:26 بعد از ظهر ] [ یاس ]

تنها چرا نشسته مگر گریه می کند؟

چون شمع شعله ور به نظر گریه می کند

 

ازمردم مدینه شنیدم که روزها

می آید و ز داغ پسر گریه می کند

 

بالای چار صورت قبری که ساخته

با دیده های سرخ جگر گریه می کند

 

با ذکر جانگداز -حسینم غریب- بود

دائم زند به سینه و سر گریه می کند

 

از سوز روضه خواندن این مادر شهید 

هر عابری میان گذر گریه می کند

 

گاهی دلش برای علی تنگ می شود

گاهی برای روضه ی در گریه می کند

 

بغض نگاه باد صبا گفت با دلم

دیگر غروب شد, چقدر گریه می کند!!

[ شنبه 23 فروردین1393 ] [ 11:40 بعد از ظهر ] [ یاس ]

حضرت ام البنين(سلام الله علیها) (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابيه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روايت است كه امير المؤمنين عليه السلام پس از شهادت حضرت زهرا عليه السلام به برادرش عقيل كه انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برايم خواستگارى نمايى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برايم به دنيا آورد.عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را به ايشان معرفى نمود و گفت: در بين عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.اين مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربيت كرد كه همه شيفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسين عليه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهيد شدند.

حضرت ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .

ام البنين براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبيد الله (فرزند عباس عليه السلام) به بقيع م‏ی رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گريست و اين اشعار را زمزمه می ‏كرد:

منم که سایه نشین و جود مولایم
کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم
منم که خانـــه به دوش غــم علی
منم که همقدم محنت ولی هستم
منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاس شکسته پهلویم
منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم
منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیددم
منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه ؛ هم کلام با زینب
منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم
منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد
منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباسم

[ شنبه 23 فروردین1393 ] [ 11:36 بعد از ظهر ] [ یاس ]

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

دلم به یاد مدینه بهانه می گیرد

              سراغ باغ گلی را شبانه می گیرد

چه حکمت است که چون نام فاطمه آید

             برای گریه دل من بهانه می گیرد؟

مراسم سوگواری بمناسبت ایام فاطمیه

با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین برزگری

ومداحی ذاکرین اهل بیت صباغیان ،ایزدی،اسکندری

زمان :12و13 فروردین ماه ساعت 21

مکان :مسجدریگ امام رضا(ع)

[ دوشنبه 11 فروردین1393 ] [ 3:31 بعد از ظهر ] [ یاس ]

فقط چند قدم از كوچه تا روضه باقی مانده بود...

فقط چند قدم تا نيلی شدن روی هستی باقی مانده بود...

فقط چند قدم تا شكسته شدن پر پرواز كبوتر ها باقی مانده بود...

فقط چند قدم تا روانه شدنش در ميان آتش و دود، باقی مانده بود...

ای كاش نمی رفت مادر... می دانم كه می دانست، قرار است طعمه ی ندانستن ها شود... اما رفت....

انگار هيچ راه ديگری نبود و مسير تاريخ اسلام درست بايد از روی پهلوی شكسته و روی نيلی او می گذشت...

قدم هايش محكم بود و حجابش محكم تر، چادر حجاب او نبود، او حجاب چادر شده بود...

بايد عبور می كرد از كوچه های غربت...

چهل حرامی انتظارش را می كشيدند، نه صبر كن انگار كه بيشترند...

يادم رفته بود در و ديوار و مسمار را بشمارم...

از ميان حراميان می گذشت... كه دست سنگين يك حرامی بلند شد و پايين آمد... اما چه پايين آمدنی...

لعنت خدا بر او كه نمی دانست دست سنگينش را كجا پايين مي آورد...

پايين آمدن دست سنگين حرامی همانا و بالا رفتن فرياد "اين المنتقم مادر"، وسط كوچه همان...

مولا جان! مادرت صدايت می زند، نمی آيی؟!

آخر پاره ی تن پيامبر و دست های سنگين!!!

پاره ی تن پيامبر و پهلوی شكسته!!! پاره ی تن پيامبر و آتش و دود!!!

به خدا كه نيلی، رنگ برازنده ای برای پاره ی تن پيامبر(ص) نيست...

مادر جان! تو از كوچه گذشتی و ما هنوز در كوچه مانده ايم!

قدم های آخر است، ديگر چيزی تا شهادتت نمانده است...

پدرت دلتنگ توست... منتظر توست... بقيه ی قدم ها با علی(ع)... تو برو...

حالا علی می ماند و سخت ترين و تاريك ترين شب عمرش...

داغ تو رمق از شانه های علی گرفته است...

چگونه بايد تو را با دستان خودش غسل دهد؟

با دستان خود كفن كند؟

با دستان خود خاك كند؟

زمين با چه جرأتی می خواهد تو را در دل خود جا دهد...

مادر جان! تو دفن شدی در دل زمين و زنده شدی در دل آسمان...

تنها يك قدم ديگر باقی مانده است و همه ی ما منتظر همان يك قدم باقی مانده هستيم...

منتظر آمدن تنها كسی كه از مزار بی نشانت خبر دارد...

اما تا آن روز، هزاران حرم در دل هايمان برايت برپا می كنيم...

تا همه بدانند كه:

حرم مادر ما سينه ی ماست

تا نگويند كه او بی حرم است

[ چهارشنبه 28 اسفند1392 ] [ 1:50 قبل از ظهر ] [ یاس ]
افسران - مادر به خدا نمی فروشیم ...... یک لحظه روضه ات به صد عید

من شیعه شدم رها ز هر قید
در دام محبتت شدم صید
مادر! به خدا نمی فروشیم
یک لحظه روضه ات به صد عید

[ شنبه 24 اسفند1392 ] [ 2:32 بعد از ظهر ] [ یاس ]
نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.
وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.
همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند. 
ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.
اینک در شعاع آفتاب خرداد، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد.
مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.
امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند. 
یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا! 
ادرکنا!
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید. 
فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند. 
خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.
یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول!
پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟ 
یا وجیهتا ًعند الله، اشفعی لنا عند الله!

[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 0:46 قبل از ظهر ] [ یاس ]
: بانوى بزرگ ايمان «زينب» در سال پنجم هجرى ديده به جهان گشود. او سومين فرزند ارجمند خاندان وحى و رسالت و دودمان پاك و بلندآوازه‏ى امامت بود. 

آنگاه كه آن حضرت ديده به جهان گشود، نياى گرانقدرش پيامبر بزرگوار اسلام، نام او را «زينب» نهاد. واژه‏ى مقدس و جانبخشى كه از «زين» و «اب» شكل گرفته است و به مفهوم زينت و آراستگى پدر مى‏باشد. 

اين بانوى بزرگ، هم داراى زندگى درخشان و تاريخ سرشار از فضايل انسانى و ارزشهاى اخلاقى است و هم همه‏ى مراحل زندگى الهام‏بخش و درس‏آموزش با حوادث اندوهبار و درد و رنج آميخته بود. 

در بخش مهمى از عمرش به طول ربع قرن با فاجعه‏ى جانسوز رحلت نياى گرانقدرش پيامبر و مام شايسته‏اش «فاطمه» و رخدادهاى سخت ديگرى، روبرو گرديد. آنگاه با روزگار سختى روبرو شد كه پدرش امير مؤمنان خانه‏نشين گرديد و آزادى و امنيت و همه‏ى امكانات از او سلب شد. 

سپس هجرت پدرش از مدينه به كوفه كه مركز حكومت پدرش گرديد، پيش آمد و از پى آن اراده‏ى حكيمانه‏ى الهى او را با شهادت پدر- يعنى حادثه‏ى دردناك و فاجعه‏ى تكاندهنده‏اى كه آسمانها را به لرزه درآورد- داغدار ساخت. به دنبال آن شاهد و ناظر جنگ ظالمانه‏اى بود كه معاويه بر ضد برادرش، حضرت مجتبى عليه‏السلام و شيعيان او شعله‏ور ساخت و پس از آن هم با نقشه‏ى ابليسى خويش آن حضرت را با سم خيانت به شهادت رسانيد و سيطره‏ى استبدادى خويش را به ضرب زور و فريب و خيانت و تطميع به جهان اسلام تحميل كرد. پس از ساليانى چند ناگهان آن بانوى قهرمان با رخداد ديگرى كه براستى بزرگترين فاجعه‏ى تاريخ بود، روبرو گرديد. فاجعه‏ى تكان‏دهنده و خونبارى كه داراى ابعاد گوناگون و مسيرى طولانى بود. اما شگفت اينجاست كه اين بانوى قهرمان در برابر اين حوادث سخت و شكننده، قهرمانانه و نستوه، پايدارى ورزيد و بى‏آنكه احساس شكست يا پريشانى نمايد و يا اعصاب پولادين خويش را از دست بدهد و يا بر هوشمندى و آگاهى و درايت‏اش خدشه‏اى وارد آيد، رسالت سترگ و پرشكوه خويش را از آغاز تا انجام به شايستگى انجام داد و پا به پاى انجام وظيفه و رساندن پيام، به مدينه بازگشت. 

پس از اين پايدارى شگرف در راه حق و عدالت، استبداد حاكم او را تبعيد ساخت و آن بانوى بزرگ را تبعيد كرد. اما نام وي و راه وي همواره الهام بخش خداجويان و خادمان دين مبين و شريف اسلام است.

در تقويم رسمي كشور، اين روز به پاس پايداري هاي آن بانوي مكرم به عنوان روز پرستار نام گذاري شده است. اين روز را به همه پرستاران عزيز كه نمونه صبر و پايداري در برابر مشقات و سختي هاي زندگي هستند تا آسايش را به ديگران هديه دهند، تبريك عرض مي نماييم.
[ جمعه 16 اسفند1392 ] [ 2:34 بعد از ظهر ] [ یاس ]
: بانوى بزرگ ايمان «زينب» در سال پنجم هجرى ديده به جهان گشود. او سومين فرزند ارجمند خاندان وحى و رسالت و دودمان پاك و بلندآوازه‏ى امامت بود. 

آنگاه كه آن حضرت ديده به جهان گشود، نياى گرانقدرش پيامبر بزرگوار اسلام، نام او را «زينب» نهاد. واژه‏ى مقدس و جانبخشى كه از «زين» و «اب» شكل گرفته است و به مفهوم زينت و آراستگى پدر مى‏باشد. 

اين بانوى بزرگ، هم داراى زندگى درخشان و تاريخ سرشار از فضايل انسانى و ارزشهاى اخلاقى است و هم همه‏ى مراحل زندگى الهام‏بخش و درس‏آموزش با حوادث اندوهبار و درد و رنج آميخته بود. 

در بخش مهمى از عمرش به طول ربع قرن با فاجعه‏ى جانسوز رحلت نياى گرانقدرش پيامبر و مام شايسته‏اش «فاطمه» و رخدادهاى سخت ديگرى، روبرو گرديد. آنگاه با روزگار سختى روبرو شد كه پدرش امير مؤمنان خانه‏نشين گرديد و آزادى و امنيت و همه‏ى امكانات از او سلب شد. 

سپس هجرت پدرش از مدينه به كوفه كه مركز حكومت پدرش گرديد، پيش آمد و از پى آن اراده‏ى حكيمانه‏ى الهى او را با شهادت پدر- يعنى حادثه‏ى دردناك و فاجعه‏ى تكاندهنده‏اى كه آسمانها را به لرزه درآورد- داغدار ساخت. به دنبال آن شاهد و ناظر جنگ ظالمانه‏اى بود كه معاويه بر ضد برادرش، حضرت مجتبى عليه‏السلام و شيعيان او شعله‏ور ساخت و پس از آن هم با نقشه‏ى ابليسى خويش آن حضرت را با سم خيانت به شهادت رسانيد و سيطره‏ى استبدادى خويش را به ضرب زور و فريب و خيانت و تطميع به جهان اسلام تحميل كرد. پس از ساليانى چند ناگهان آن بانوى قهرمان با رخداد ديگرى كه براستى بزرگترين فاجعه‏ى تاريخ بود، روبرو گرديد. فاجعه‏ى تكان‏دهنده و خونبارى كه داراى ابعاد گوناگون و مسيرى طولانى بود. اما شگفت اينجاست كه اين بانوى قهرمان در برابر اين حوادث سخت و شكننده، قهرمانانه و نستوه، پايدارى ورزيد و بى‏آنكه احساس شكست يا پريشانى نمايد و يا اعصاب پولادين خويش را از دست بدهد و يا بر هوشمندى و آگاهى و درايت‏اش خدشه‏اى وارد آيد، رسالت سترگ و پرشكوه خويش را از آغاز تا انجام به شايستگى انجام داد و پا به پاى انجام وظيفه و رساندن پيام، به مدينه بازگشت. 

پس از اين پايدارى شگرف در راه حق و عدالت، استبداد حاكم او را تبعيد ساخت و آن بانوى بزرگ را تبعيد كرد. اما نام وي و راه وي همواره الهام بخش خداجويان و خادمان دين مبين و شريف اسلام است.

در تقويم رسمي كشور، اين روز به پاس پايداري هاي آن بانوي مكرم به عنوان روز پرستار نام گذاري شده است. اين روز را به همه پرستاران عزيز كه نمونه صبر و پايداري در برابر مشقات و سختي هاي زندگي هستند تا آسايش را به ديگران هديه دهند، تبريك عرض مي نماييم.
[ جمعه 16 اسفند1392 ] [ 2:32 بعد از ظهر ] [ یاس ]
تمام راه ظهور تو با گنه بستم

دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم 

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم

 دعا براي تو بازيست راست مي گويم 

اگرچه شهر براي شما چراغان است

 براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

 من از سرودن شعر ظهور مي ترسم 

دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

 من از سياهي شب هاي تار مي گويم 

من از خزان شدن اين بهار مي گويم

 درون سينه ما عشق يخ زده آقا

تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست

 براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست

[ دوشنبه 12 اسفند1392 ] [ 0:55 قبل از ظهر ] [ یاس ]
گُلی که رفته ای اما گلاب برگشتی

چو آب رفته ای و چون شراب برگشتی

پُر از سؤال به میدان قدم گذاشتی و

ز سُم ِ اسب گرفتی جواب، برگشتی

روان شده بدنت بین ِ دست هایِ عمو

بلند کردمت اما چو آب برگشتی

ستاره یِ حرمم بوده ای تو تا دیشب

قَدَت کشیده شد و ماهتاب برگشتی

به هم تنیده و پیچیده گشته پیکر ِ تو

شبیه موت، پُر از پیچ و تاب، برگشتی

چه آمده سرت از چشمْ زخم ِ این لشگر

چرا ز معرکه‌ات بی نقاب برگشتی؟!

به روی خاکِ بیابان که جای خواب نبود

رسیده ایم به خیمه، بخواب، برگشتي

[ دوشنبه 5 اسفند1392 ] [ 4:2 بعد از ظهر ] [ یاس ]

السلام علیک یا امیر المؤمنین علی (علیه السلام)

مراسم عزداری به مناسبت ایام سوگواری حضرت علی(ع)

مراسمی جهت تسلی خاطر امام زمان (عج) و مراسم احیاءو قرآن به سر گذاری

برگزار می گردد:

زمان : شبهای قدر

میعادگاه : جنب نبروی انتظامی مسجد ریگ امام راضا(ع)

سخنران: حجت الاسلام هاشمی

مداحان:کربلایی مهدی ایزدی و کربلایی سید حسین صداقت

منتظر قدومتان هستیم.

[ شنبه 5 مرداد1392 ] [ 3:16 بعد از ظهر ] [ یاس ]

سال 4 شماره  41 مرداد ماه سال 1392

ماهنامه داخلی فرهنگی مذهبی علقمه وابسته به هیئت قاسم بن الحسن(ع)

مسجد ریگ امام رضا(ع)

[ پنجشنبه 3 مرداد1392 ] [ 2:30 بعد از ظهر ] [ یاس ]
ویژگی های حضرت مهدی (عج)

برخی خصایص و ویژگی های امام زمان (عج) مطابق احادیث و روایات عبارتند از:
  1. از خاندان و ذریه پیامبر است
  2. هم نام و هم کنیه پیامبر (ص) و شبیه ترین مردم به آن حضرت است
  3. نهمین فرزند از فرزندان امام حسین (ع) است
  4. اسم پدرش حسن (ع) است
  5. مادرش سیده کنیزان و بهترین ایشان است
  6. دوازدهمین امام و خاتم الائمه است
  7. دارای دو غیبت صغری و کبری
  8. عمر بسیار طولانی دارد
  9. زمین را پر از عدل و داد میکند پس از آنکه پر از ظلم و ستم شده باشد
  10. گذشت روزگار او را پیر نمیکند
  11. ولادتش پنهانی است
  12. دشمنان خدا را میکشد و زمین را از شرک و ظلم پاک میکند
  13. دین خدا را آشکار و اسلام حقیقی را در روی زمین گسترش میدهد و فرمانروای روی زمین میشود
  14. با شمشیر قیام میکند
  15. دارای نسبتهایی از انبیاست که از آن جمله غیبت است
  16. روش او سیره پیامبر است
  17. پس از آنکه مردم در آزمایش های سخت واقع شوند ظهور میکند
  18. وقتی حضرت مهدی ظهور کند حضرت عیسی نازل میشود و پشت سرش نماز میخواند
  19. پیش از ظهورش بدعت ها و ظلم و گناه و تجاهر به فسق و فجور رایج میشود
  20. هنگام ظهورش منادی آسمان به نام او و پدرش ندا میکند که همه آن را میشنوند و ظهور آن حضرت را اعلام میکنند
  21. پیش از ظهورش نرخ ها بالا میرود و بیماری ها زیاد میشود و جنگ های بزرگ برپا میشود و بسیاری کشته میشوند
  22. پیش از ظهورش نفس زکیه و یمانی کشته میشوند و در بیدا (مکانی بین مکه و مدینه)خسوفی واقع میشود و دجال و سفیانی خروج میکنند و حضرت آنها را میکشد
  23. پس از ظهورش برکات آسمان و زمین آشکار میشود و زمین آباد میگردد و هیچ کس غیر خدا را پرستش نمیکند
  24. سیصد و سیزده نفر اصحاب او هستند که در یک ساعت به محضرش حاضر میشوند
  25. معجزات بسیاری دارد  و بسیاری به دیدار رحضرتش مشرف شده اند

[ جمعه 21 تیر1392 ] [ 2:38 بعد از ظهر ] [ یاس ]

سال 4 شماره  40 تیر ماه سال 1392

ماهنامه داخلی فرهنگی مذهبی علقمه وابسته به هیئت قاسم بن الحسن(ع)

مسجد ریگ امام رضا(ع)


موضوعات مرتبط: ماهنامه داخلی هیئت
برچسب‌ها: ماهنامه علقمه
[ یکشنبه 9 تیر1392 ] [ 5:47 بعد از ظهر ] [ یاس ]

سال 4 شماره  39 خرداد ماه سال 1392

ماهنامه داخلی فرهنگی مذهبی علقمه وابسته به هیئت قاسم بن الحسن(ع)

مسجد ریگ امام رضا(ع)


[ چهارشنبه 1 خرداد1392 ] [ 9:23 قبل از ظهر ] [ یاس ]

[ چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 ] [ 10:10 قبل از ظهر ] [ یاس ]

باهمکاری اداره تبلیغات اسلامی و هیئت قاسم بن الحسن(ع) شهرستان جلسه هم اندیشی کانون مداحان بافق شنبه 92/2/21 درمحل مسجدریگ امام رضا(ع) وباحضورمداحان اهل بیت بافق برگزارشد.

دراین جلسه که اعضای کانون مداحان بافق حضورداشتند ابتدا با اشاره به اهمیت نقش مداحان اهل بیت درپیشبرداهداف دین مبین اسلام مادحین اهلبیت انتقادات و نظرات خود را در مورد جلسات کانون و پیشرفت مداحی و کلاس های آموزش مداحی  ابراز نمودند.

درادامه حجت الاسلام علی روحانی رئیس اداره تبلیغات اسلامی بافق هم مواردی را مطرح نمودند و از بعضی از این نظرات موافقت و قول همکاری دادند.

[ دوشنبه 23 اردیبهشت1392 ] [ 9:27 قبل از ظهر ] [ یاس ]


سال 4 شماره  38 اردیبهشت ماه سال 1392

ماهنامه داخلی فرهنگی مذهبی علقمه وابسته به هیئت قاسم بن الحسن(ع)

مسجد ریگ امام رضا(ع)

[ یکشنبه 1 اردیبهشت1392 ] [ 8:0 قبل از ظهر ] [ یاس ]
السلام علیک یا صدیقه الشهیده.س.
آجرک ا... یا صاحب الزمان.عج.

مراسم سوگوار
ی و عزاداری به مناسبت شهادت دخت مکرم اسلام حضرت فاطمه الزهرا(س)
از جمعه 23/1/92 لغایت یکشنبه 25/1/92 به مدت 3 شب ساعت 9 شب

میعادگاه مسجد ریگ امام رضا.ع.

منتظر قدوم شما عشاق بی بی دو عالم هستیم.

[ جمعه 23 فروردین1392 ] [ 2:47 بعد از ظهر ] [ یاس ]
حسین جان ،مهدی ام ،مهدی خسته ،دلم از بی وفایی ها شکسته

حسین جان مانده ام تنهای تنها ،شده کرب و بلایم کوه وصحرا

حسین جان کاش من جای تو بودم ،چو یارانت بودم گرد وجودت

شما گفتی ولی انها نرفتند                مرا یاران همه ،یک یک برفتند

حسین جان سال ها در انتظارم           هنوز حسرت به یاران تو دارم

حسین جان ،انتقام نگرفته ام من            به جان امتم شرمنده ام من

حسین جان قطعه قطعه جسم اکبر           سرافتاده ی علی اصغر

دوکتف خونی ومشک ابوالفضل                کنار علقمه اشک ابوالفضل

صدای ناله جانسوز زهرا                        فرار کودکان در دشت و صحرا

همه منزل به منزل در اسارت                 چنانکه شد به آل تو جسارت

هر انچه عمه ام زینب کشیده                 بود هر صبح و شام در پیش دیده

زقلبم میزند بیرون شراره                       چه کاری سخت تر از انتظاره

حسین جان از شما شرمنده ام                گناه امتم بسته دودستم

چه قدر دیگرمن بگویم بر امت                    دعاباشد قفل غیبت

حسین جان امتم بر تو بگریند                    نمیدانند که خود بامن چه کردند

هزارویکصدوهفتادوپنج سال                      چه کم آنکس که پرسیده زمن حال

هزارویکصدوهفتادوپنج سال                      به دست و پای من زنجیر اعمال

هزارویکصدوهفتادوپنج سال                      به دل مانده هزار امید و آمال

هزارویکصدوهفتادوپنج سال                     برای عمه ام زینب میزنم پروبال

توی کرب و بلای این زمونه                      آدم قدر ابوالفضل نمیدونه

توی کرب و بلای این زمونه                     برا کسی وقت عمل ،باقی نمیمونه

توی کرب و بلای این زمونه                    چقدر تیر گنه سویم روونه

توی کرب و بلای این زمونه                    ندارم زینبی حرفم رسونه

شما باآن مصیبت ها که دیدی                به امید ظهورم پرکشیدی

خدا داند چقدر در انتظاری               زخون باری چشمم ،بیقراری

حسین جان کاش بودند عاشقانی             زبانه ،نه !! حقیقی یاورانی ...

گناهان را به اشک خود بشویند              ظهورم را بخواهند از خداوند

خدا اذن فرج میده به دعوت               برای انبیاء اینگونه نسبت

اگر شیعه وفا میکرد به بیعت              نبود تاخیر به روی عصر غیبت

حسین جان ،مهدی ام ،مهدی خسته ،دلم از بی وفایی ها شکسته

[ سه شنبه 20 فروردین1392 ] [ 11:39 قبل از ظهر ] [ یاس ]

+ما عقیده داریم سلاح هسته ای باید محو شود و نمیخواهیم سلاح هسته ای بسازیم؛ اما اگر این عقیده را نداشتیم و تصمیم داشتیم که سلاح هسته ای داشته باشیم، هیچ قدرتی نمیتوانست جلوی ما را بگیرد.

+این قضیه‌ی بد و نامناسب، بنده را نیز از دو جهت ناراحت و متأثر کرد؛ یکی از بابت اصل وقوع ماجرا و دیگری بابت ناراحتی مردم از این قضیه.

در این ماجرا متأسفانه رئیس یک قوه به استناد یک اتهام ثابت نشده و حتی مطرح نشده در دادگاه، دو قوه دیگر یعنی مجلس و قوه قضاییه را متهم ساخت که کاری بد، ‌غلط، نامناسب،‌ خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق بود.

این رفتار، حقوق اساسی مردم را نیز تضییع کرد چرا که زندگی در «آرامش و امنیت روانی و اخلاقی»، جزو حقوق اساسی ملت است.

بنده فعلاً نصیحت می کنم که این کار شایسته ای برای نظام جمهوری اسلامی نیست.

+بنده مخالفم با این کار ها که عده‌ای برخی را ضدولایت و ضد بصیرت بنامند و شعار بدهند؛ نظیر آنچه اخیراً در قم روی داد، اقدامی غلط است و بنده کاملاً مخالف این کارها هستم که قبلاً هم نظیر آن در مرقد مطهر حضرت امام (ره) اتفاق افتاد و به مسئولان تذکر دادم جلوی این کارها را بگیرند. کسانی که راه می‌افتند و شعار می‌دهند اگر واقعاً حزب‌اللهی و مؤمن هستند بدانند که این کارها به ضرر کشور و خلاف شرع است و اگر هم اعتنایی به این حرف‌ها ندارند که حسابشان جداست.

+ملت ایران می داند آن دست توانمندی که خواهد توانست مشکلات را حل کند، اسلام عزیز و نظام اسلامی است و تسلیم شدن در مقابل دشمنان مشکلی را حل نمی‌کند.


[ دوشنبه 30 بهمن1391 ] [ 2:38 بعد از ظهر ] [ یاس ]
روزى ابلیس (شیطان) در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود. حضرت رسول صلى الله علیه و آله هم سرگرم طواف خانه کعبه بودند. وقتى آن حضرت از طواف فارغ شد، دید
ابلیس ضعیف و نزار و رنگ پریده ، کنارى ایستاده است ، فرمود: اى ملعون ! تو را چه مى شود که چنین ضعیف و رنجورى ؟!
گفت : از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم . فرمود: مگر امت من با تو چه کرده اند؟
گفت : یا رسول الله ! چند خصلت نیکو در ایشان است ، من هر چه تلاش ‍ مى کنم
این خوى را از ایشان بگریم نمى توانم . فرمود: آن خصلت ها که تو را ناراحت
کرده کدام اند؟

۱ هنگامیکه به هم می رسند سلام می کنند.
۲ با هم مصافحه می کنند.
۳ برای هر کاری که می خواهند انجام دهند ان شاالله می گویند.
۴ از گناه استغفار می کنند.
۵ تا نام حضرت محمد (ص) را می شنوند صلوات می فرستند.
۶ ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند.
(منبع: انورالمجالس، ص۴۰)

[ پنجشنبه 19 بهمن1391 ] [ 3:10 بعد از ظهر ] [ یاس ]

سال 3 شماره  35 بهمن ماه سال 1391

ماهنامه داخلی فرهنگی مذهبی علقمه وابسته به هیئت قاسم بن الحسن(ع)

مسجد ریگ امام رضا(ع)


موضوعات مرتبط: ماهنامه داخلی هیئت
[ پنجشنبه 19 بهمن1391 ] [ 3:2 بعد از ظهر ] [ یاس ]

دانلود فیلترشکن پرقدرتReviewed by علی آذرنوش on Jan 25Rating:

untitled دانلود فیلترشکن پرقدرت

امروز می خواهیم چند تا فیلتر شکن برای شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها صد در صد کار می کند و تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلترشکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلترشکنی بکنند بین انسان و خدایش فیلتر درست می کنند.

۱- نماز: بهترین فیلتر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیلتر شکن این است که مانع می شود انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کند … اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید ” ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/۴۴

۲- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.

۳- ولایت: این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد.

۴- روزه:این فیلتر شکن بسیار بسیار قوی است و هرکی از ان استفاده کنه نتیجه شگفت انگیزی خواهد دید.استفاده از این فیلتر شکن به مدت یکماه اجباری میباشد و از سرعت بسیار بالایی برخوردار است.و بسیاری از فیلترهایی که روزانه با ان سرو کار دارید را باز خواهد کرد…

التماس دعا...

[ سه شنبه 10 بهمن1391 ] [ 1:9 بعد از ظهر ] [ یاس ]


سال 3 شماره  34 دی ماه سال 1391

ماهنامه داخلی فرهنگی مذهبی علقمه وابسته به هیئت قاسم بن الحسن(ع)

مسجد ریگ امام رضا(ع)

[ سه شنبه 19 دی1391 ] [ 11:1 قبل از ظهر ] [ یاس ]
با پیگیری های فراوان آخر مقداری از زمین نیروی انتظامی واگذار به مسجد شد و تصاویری از شروع ساخت و ساز ساختمان جهت گسترش مسجد

عزیزان و خیرانی که میخواهند در این امر خدا پسندانه شریک شوند کمک های نقدی خود را به صندوق درب مسجد بیندازن.



جهت مشاهده تصاویر بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید...

در این جا دارد از نیروی نیروی انتظامی و عزیزانی که باعث شدن تا این کار خدا پسندانه انجام شود تشکر میکنیم.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 6 دی1391 ] [ 8:59 بعد از ظهر ] [ یاس ]

سال 3 شماره  33 آذر ماه سال 1391

جهت خواندن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ماهنامه داخلی فرهنگی مذهبی علقمه وابسته به هیئت قاسم بن الحسن(ع)

مسجد ریگ امام رضا(ع)


موضوعات مرتبط: ماهنامه داخلی هیئت
ادامه مطلب
[ جمعه 17 آذر1391 ] [ 1:23 بعد از ظهر ] [ یاس ]
[ جمعه 10 آذر1391 ] [ 3:57 بعد از ظهر ] [ یاس ]
[ پنجشنبه 9 آذر1391 ] [ 2:55 بعد از ظهر ] [ یاس ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

با عرض سلام و خسته نباشید به شما بازدیدکنندگان عزیز!
این وبلاگ در مورد هیئت قاسم ابن الحسن (ع) وابسته به مسجد ریگ امام رضا (ع)
واقع در شهرستان بافق می باشد. که در سال 1372 تاسیس شده است.

لطفا نظر دادن را فراموش نکنید
باتشکر
تلفن تماس:
03524230680
سامانه پیامک هیئت :
10007054976851
آدرس وبلاگ هیئت :
www.heyateghasem.blogfa.com
برچسب‌ ها
امکانات وب