تبليغاتX

هیئت قاسم ابن الحسن(ع) شهرستان بافق
 
وابسته به مسجد ریگ امام رضا (ع)
 
  نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط عاشق دلسوخته  | 

  نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط عاشق دلسوخته  | 

پندهايي از حضرت علي (ع) علامت ريا کار:

 

1.زماني که در ديد ديگران است کار را با نشاط انجام مي دهد.

 

2.دوست دارد در تمام کارهايش از او تجليل نمايند.

 

3.از کار ديگران ايراد گرفته خود را مطرح مي کند.                 

 

4.در تنهايي بي حال است و مرد کار نيست.

 

                      

 

پندهایی از حضرت علی (ع) نشانه های مخلص :

 

1.مخلص از کسي انتظار تقدير و تشکر ندارد.

 

2.مخلص آشکار و پنهان برايش مساوي است.

 

3.مخلص از کار خسته و دل سرد نمي شود.

 

4.مخلص پشيمان نمي شود زيرا کار را وظيفه مي داند.

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط عاشق دلسوخته  | 

شیخ محمدتقی بافقی       

                           

شیخ محمدتقی بافقی از علمای مبارز ایران در قرن چهاردهم هجری که فرزند بازرگانی به نام حاج محمدباقر بود، در 1292ق در شهر کوچک بافق به دنیا آمد. تحصیلات دینی خود را در چهارده سالگی در یزد آغاز کرد. چهارده سال بعد عازم نجف شد و تحصیلات خود را در فقه و اصول نزد استادانی چون آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و سید محمدکاظم یزدی تکمیل کرد و نزد محدث بزرگ، حاج میرزا حسین نوری، حدیث خواند. پس از هفده سال اقامت در نجف، به کربلا رفت و نزد حاج سید احمد موسوی کربلایی به تحصیل و تهذیب اخلاق پرداخت. سپس در 1336ق یا 1337ق به ایران بازگشت و در قم، در محله باغ پنبه سکنی گزید و در کنار دو روحانی بزرگ شهر، آیت‌الله کبیر و آیت‌الله فیض، به احیای حوزه علمیه و اجرای خدمات دینی همت گماشت.در 1301ش، با آمدن آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری به قم، این تلاش‌ها به نتیجه رسید. عده‌ای از علمای بزرگ شهر از جمله بافقی، وی را ترغیب کردند که در قم بماند و خود را وقف احیای حوزه علمیه کند. بافقی یکی از دستیاران عمده آیت‌الله حائری شد، و خصوصاً مسئولیت تهیه لباس و رسیدگی به امور طلاب را، که شمارشان روز به روز بیشتر می‌شد، برعهده گرفت و نیز در غیاب آیت‌الله حائری، به جای او اقامه جماعت می‌کرد. علاوه بر این، بر ساختن سه مسجد جدید نظارت داشت و گاه خود در کنار ساختمان مشارکت می‌کرد.مجاهدت فعالانه او در امر به معروف و نهی از منکر در شیوة زندگی مردم مؤثر افتاد. از جمله توانست آرایشگاه‌های قم را ملزم سازد که ریش مشتریانرا نتراشند. یک بار، دولت خواست بافقی و سایر علما را از این کار باز دارد، اما وقتی با جواب تند بافقی که رضاخان را با فراعنه مقایسه می‌کرد روبرو شد، موقتاً از اصرار خود چشم‌ پوشید. بافقی به گوشزدهای شفاهی قانع نبود، چنانکه می‌گویند چندین نامه به رضاخان نوشت و از وی خواست تا سیاست‌هایی را که به نظر علما مخالف با اسلام بود، تغییر دهد.در روز سه‌شنبه، آخرین روز سال 1306، همسر رضاخان و گروهی از زنان دربار، برای حضور در مراسم نوروزی، وارد حرم حضرت معصومه(س) شدند و در غرفه بالای ایوان آیینه بی‌چادر نشستند. وقتی که مردم و واعظی به نامسیدناظم، بافقی را از این ماجرا آگاه کردند، پیغامی برای زنان فرستاد و به حضور آنان در حرم، بدان وضع اعتراض کرد و چون مؤثر واقع نشد، شخصاً آنجا آمد و از ایشان خواست تا حرم را ترک کنند. خانواده شاه فوراً به خانه تولیت رفتند و این واقعه را به تهران خبر دادند. رضاخان بی‌درنگ، همراه باوزیر دربار و یک فوج زرهی، از تهران روانه قم شد، نظامیان را در منظریه قم مستقر کرد و خود، همراه عده‌ای از گارد، وارد شهر شد. حرم را محاصره کردند و رضاخان با چکمه وارد حرم گردید و افراد گارد، جمعی را مضروب و بافقی را دستگیر کردند. غیبت موقت آیت‌الله حائری در قم، جرأت این اقدام را به دربار بخشیده بود.رضاشاه شخصاً بافقی را زیر لگد انداخت و به باد ناسزا گرفت و به زندان تهران فرستاد، و در یکی از جلسات هیئت دولت؛ واقعه را برای حاضران گزارش کرد. بافقی پس از چند ماه، بر اثر اقدام آیت‌الله حائری، از زندان آزاد ولی به شهر ری تبعید شد و در آستان حضرت عبدالعظیم به امامت جماعت و حل و فصل امور دینی پرداخت.وی به لحاظ تقوا و صداقت داشتن و روحیه مساعدت به مردم از محبوبیت بسیار برخوردار بود. سرانجام، در 1214 توانست به مشهد سفر کند.با سقوط رضاخان در 1320ش، بافقی از تبعید رهایی یافت. پس از بازگشت به قم، در مدت کوتاهی که در آنجا اقامت داشت، ازگشودن مغازه‌های مشروب‌فروشی در آن شهر جلوگیری کرد. سپس از قم عازم شهرهای مقدس عراق شد و یازده ماه در آنجا به سر برد؛ اما سال‌های آخر عمر را در شهر ری سپری کرد. بافقی در 12 مرداد 1325 درگذشت و درکنار مزارآیت‌الله حائری در قم مدفون شد

  نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط عاشق دلسوخته  | 
شاید این جمعه بیاید، شاید...


السلام علیک یا اباصالح المهدی .  سلام بر تنها دلیل ادامه حیات


 سلام بر منتقم خون شهید کربلا ، سلام بر آخرین حجت خداوند


 تبارک و تعالی در جهان هستی . اوست که به إذن پروردگار روزی


 خواهد آمد ... آری خواهد آمد....

  نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط عاشق دلسوخته  | 

مراسم دعای کمیل هر هفته بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد ریگ امام رضا (ع)

مراسم طبخ آش حسین و برافراشتن پرچم تبرک شده از کربلای معلی در بام مسجد ریگ امام رضا (ع)

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط عاشق دلسوخته  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM